1
00:00:08,200 --> 00:00:14,990
‫-چشمان سوگوار-

2
00:01:32,150 --> 00:01:36,490
‫قسمت ۴

3
00:01:41,520 --> 00:01:43,870
‫هی، یه چیزی رو جا گذاشتی!

4
00:01:43,870 --> 00:01:45,500
‫یه پیک ساعت ۷ بعدازظهر میاد تحویلش می‌گیره.

5
00:01:45,500 --> 00:01:46,820
‫فقط بده به اون.

6
00:01:46,820 --> 00:01:48,540
‫اگه نیاد ببرتش،

7
00:01:48,540 --> 00:01:49,870
‫خودت عواقبش رو می‌دونی.

8
00:02:00,260 --> 00:02:03,060
‫هنوز سه ساعت تا ۷ بعدازظهر مونده.

9
00:02:03,060 --> 00:02:04,920
‫سه ساعت دیگه،

10
00:02:05,650 --> 00:02:08,350
‫می‌تونم خودمو از این ماجرا خلاص کنم.

11
00:02:17,070 --> 00:02:19,280
‫انگار آسمون به زمین اومده.

12
00:02:19,280 --> 00:02:21,880
‫آسیب خیلی شدیده.

13
00:02:21,880 --> 00:02:23,840
‫الگوی ریزش ساختمان با عقل جور در نمیاد.

14
00:02:23,840 --> 00:02:27,040
‫اگه یه زلزله معمولی بود،
‫خرابی‌ها انقدر متمرکز نمی‌شدن.

15
00:02:27,040 --> 00:02:28,300
‫تلفات چطور؟

16
00:02:28,300 --> 00:02:30,880
‫چون ایستگاه تازه راه افتاده بود، آدم زیادی اینجا نبود.

17
00:02:32,450 --> 00:02:33,710
‫چه خوش‌شانس...

18
00:02:35,690 --> 00:02:36,630
‫لکه خون...

19
00:02:36,630 --> 00:02:39,440
‫ریموند احتمالاً اون موقع اینجا ایستاده بوده.

20
00:02:40,180 --> 00:02:44,010
‫داداش، از روی این همه شیشه خورده
‫روی زمین چی می‌تونی بفهمی؟

21
00:02:44,010 --> 00:02:47,680
‫ما چیزی نمی‌بینیم،
‫اما یه نفر هست که می‌تونه ببینه.

22
00:02:49,130 --> 00:02:52,680
‫یه قابلیتی هست که می‌شه با مشاهده دقیق،
‫وضعیت اون لحظه رو تصور کرد.

23
00:02:52,680 --> 00:02:54,230
‫با کی تماس تصویری گرفتی داداش؟

24
00:02:54,650 --> 00:02:55,900
‫کسی که می‌شناسیش.

25
00:02:57,640 --> 00:02:59,350
‫می‌تونی اطرافم رو واضح ببینی؟

26
00:02:59,350 --> 00:03:00,490
‫خیلی واضح.

27
00:03:00,920 --> 00:03:03,530
‫نورما قبلاً در جریانم گذاشته،
‫پس همه چی رو می‌دونم.

28
00:03:04,140 --> 00:03:07,450
‫الان ازت می‌خوام در مسیری که ریموند
‫در اون لحظه طی کرده قدم بزنی،

29
00:03:07,450 --> 00:03:09,750
‫و من سعی می‌کنم موقعیت رو بازسازی کنم.

30
00:03:09,750 --> 00:03:10,640
‫نونو؟

31
00:03:11,090 --> 00:03:14,080
‫باید... بهش سلام کنم؟

32
00:03:14,080 --> 00:03:15,250
‫کی سمت چپته؟

33
00:03:15,250 --> 00:03:17,860
‫هان؟ من که توی کادر نیستم.

34
00:03:17,860 --> 00:03:19,420
‫از کجا فهمید کسی اونجاست؟

35
00:03:19,420 --> 00:03:22,150
‫"لو مینگ‌فی"ـه. اون متخصص این مأموریته.

36
00:03:22,150 --> 00:03:23,050
‫من پشتیبانی‌ش می‌کنم.

37
00:03:23,050 --> 00:03:26,180
‫بهش بگو بره کنار،
‫توی قضاوتم اختلال ایجاد می‌کنه.

38
00:03:27,490 --> 00:03:28,540
‫برو کنار.

39
00:03:28,850 --> 00:03:29,890
‫باشه.

40
00:03:30,430 --> 00:03:33,920
‫حتی به خودش زحمت نداد تولدم رو تبریک بگه.

41
00:03:33,920 --> 00:03:34,980
‫بیا شروع کنیم.

42
00:03:34,980 --> 00:03:37,560
‫الان، تو ریموندی،
‫و اسناد مهمی رو حمل می‌کنی.

43
00:03:37,560 --> 00:03:39,860
‫تازه وارد ایستگاه قطار جنوب شده.

44
00:03:39,860 --> 00:03:43,170
‫با محل آشنا نیست،
‫پس قطعاً می‌ایسته تا به تابلوها نگاه کنه.

45
00:03:44,970 --> 00:03:47,370
‫برو جلو. طبقه پروازهای خروجی بالاست.

46
00:03:52,370 --> 00:03:53,420
‫همونجا وایسا.

47
00:03:53,420 --> 00:03:55,380
‫پایین رو نگاه کن. باید ردپا باشه.

48
00:03:55,790 --> 00:03:56,970
‫خیلی زیاده.

49
00:03:56,970 --> 00:03:59,880
‫آره، باید اون بالا نشتی آب وجود داشته باشه.

50
00:04:00,340 --> 00:04:03,120
‫از روی ردپاهای متفاوت و فاصله‌ای
‫که پشت سر ریموند مونده،

51
00:04:03,120 --> 00:04:05,930
‫می‌شه فهمید که اون لحظه
‫تحت نظر گرفته شده بوده.

52
00:04:05,930 --> 00:04:07,890
‫ریموند به حرکتش ادامه می‌ده،

53
00:04:07,890 --> 00:04:10,060
‫بعد می‌ایسته و سرش رو می‌چرخونه.

54
00:04:10,630 --> 00:04:12,680
‫اطرافش رو بررسی می‌کنه.

55
00:04:12,680 --> 00:04:15,980
‫این عادتشه و مطابق با پروسه تحقیقات کالجه.

56
00:04:16,520 --> 00:04:19,530
‫در این نقطه چیزی شک ریموند رو برنیانگیخته،

57
00:04:19,530 --> 00:04:22,490
‫و اون ۱۵ متر دیگه به سمت
‫گیت بلیط جلو رفته.

58
00:04:22,490 --> 00:04:23,780
‫یه لحظه همونجا وایسا.

59
00:04:24,530 --> 00:04:25,780
‫دوباره یه نگاه به اطراف بنداز.

60
00:04:29,760 --> 00:04:32,680
‫چیز غیرعادی‌ای ندید و آماده شد
‫وارد ایستگاه بشه.

61
00:04:33,040 --> 00:04:35,710
‫بعد از اون، ریزش شروع شد.

62
00:04:37,740 --> 00:04:40,570
‫زلزله! نه!

63
00:04:40,570 --> 00:04:42,760
‫فرار کنید! زلزله!

64
00:04:45,090 --> 00:04:47,470
‫جایی که مرده خیلی نزدیک به نیمکت بوده.

65
00:04:47,880 --> 00:04:51,340
‫با آموزش‌هایی که دیده،
‫باید زیر نیمکت پناه می‌گرفته.

66
00:04:51,340 --> 00:04:52,700
‫اما این کار رو نکرده،

67
00:04:52,700 --> 00:04:56,190
‫این یعنی در جایی با خطر مواجه شده
‫که نتونسته فرار کنه.

68
00:04:56,560 --> 00:04:58,160
‫نتیجه‌گیری خیلی روشنه.

69
00:04:58,160 --> 00:05:01,610
‫اطلاعات در عرض چند دقیقه بعد از مرگش گم شده.

70
00:05:01,610 --> 00:05:03,070
‫چرا در عرض چند دقیقه؟

71
00:05:03,070 --> 00:05:06,160
‫یکی پا گذاشته توی خون ریموند،
‫و لکه‌های خون محو شدن.

72
00:05:06,160 --> 00:05:08,770
‫پس این اتفاق وقتی افتاده که خون تازه بوده.

73
00:05:08,770 --> 00:05:12,750
‫با اینکه صحنه پر از ردپا بوده،
‫فقط این ردپا نزدیک ریموند بوده.

74
00:05:13,200 --> 00:05:14,930
‫با قضاوت از روی ردپاها،

75
00:05:14,930 --> 00:05:18,080
‫قدم‌های این شخص سست بوده
‫و آموزشِ سطح بالایی ندیده.

76
00:05:18,460 --> 00:05:22,050
‫حتماً از نزدیک‌ترین خروجی فرار کرده،
‫که سمت راستِ توئه.

77
00:05:28,220 --> 00:05:30,050
‫سارق یه ماشین با موتور قوی داشته.

78
00:05:30,050 --> 00:05:32,030
‫لاستیک‌هاش از گرما نرم شده بودن.

79
00:05:32,030 --> 00:05:35,520
‫هول شده و پاش رو گذاشته روی گاز،
‫واسه همین این رد لاستیک‌ها مونده.

80
00:05:35,520 --> 00:05:38,020
‫برای بقیه‌ش دیگه لازم نیست کمکت کنم.

81
00:05:38,020 --> 00:05:38,900
‫ممنون.

82
00:05:38,900 --> 00:05:41,820
‫راستی، یه تئوری دیگه هم دارم
‫که بهش فکر کنی.

83
00:05:41,820 --> 00:05:45,360
‫اون زمان یه نفر سوم هم حضور داشته.

84
00:05:46,320 --> 00:05:49,620
‫اون شخص دید که سارق بعد از مرگ ریموند
‫اطلاعات رو دزدید،

85
00:05:49,620 --> 00:05:51,680
‫و سارق هم احتمالاً اون شخص رو دیده.

86
00:05:51,680 --> 00:05:55,500
‫کفش‌های سارق خونی بوده،
‫و ردپاهاش دور زده و برگشته،

87
00:05:55,500 --> 00:05:58,130
‫این یعنی اون یه چیز نگران‌کننده دیده،

88
00:05:58,130 --> 00:05:59,330
‫به احتمال زیاد یه آدم.

89
00:05:59,740 --> 00:06:00,750
‫چه جور آدمی؟

90
00:06:00,750 --> 00:06:04,550
‫نمی‌دونم. من فقط همه تصاویری که
‫فرستادی رو کنار هم گذاشتم،

91
00:06:04,550 --> 00:06:07,300
‫و حس کردم اون لحظه کسی داشته
‫همه چیز رو تماشا می‌کرده.

92
00:06:07,300 --> 00:06:09,390
‫متوجه شدم، ممنون.

93
00:06:10,640 --> 00:06:11,540
‫خداحافظ!

94
00:06:11,980 --> 00:06:14,910
‫داداش، تحقیقات چطور پیش میره؟

95
00:06:14,910 --> 00:06:17,490
‫تقریباً تمومه. فکر کنم بتونیم
‫امشب حلش کنیم.

96
00:06:17,490 --> 00:06:19,060
‫خوبه، خوبه!

97
00:06:19,060 --> 00:06:20,800
‫من تجربه‌م از تو بیشتره،

98
00:06:20,800 --> 00:06:22,640
‫پس فعلاً، من جزئیات عملیاتی
‫رو برات هندل می‌کنم.

99
00:06:22,640 --> 00:06:26,150
‫می‌تونیم ساعت ۱۹:۲۵ تو برج‌های رانده
‫همدیگه رو ببینیم، آقای متخصص؟

100
00:06:26,150 --> 00:06:29,610
‫حتماً! مطمئنم که از پس کار برمیای!

101
00:06:43,290 --> 00:06:43,710
‫چن

102
00:06:44,250 --> 00:06:47,350
‫بهم بگو، اون روز در اعماق دریا،

103
00:06:47,350 --> 00:06:50,680
‫بین تو و پادشاه اژدها "نورتون" چه اتفاقی افتاد؟

104
00:06:50,680 --> 00:06:54,720
‫تو خیلی شدید زخمی شده بودی.
‫چطور هنوز زنده‌ای؟

105
00:06:56,330 --> 00:06:58,430
‫من... بهت نمی‌گم.

106
00:06:58,430 --> 00:06:59,890
‫ادامه بده.

107
00:07:07,150 --> 00:07:08,010
‫نونو...

108
00:07:08,780 --> 00:07:09,660
‫نونو...

109
00:07:09,990 --> 00:07:10,890
‫نونو...

110
00:07:11,320 --> 00:07:13,030
‫نمیر!

111
00:07:13,860 --> 00:07:15,540
‫ریکاردو...

112
00:07:20,260 --> 00:07:21,790
‫حالت خوبه؟

113
00:07:23,790 --> 00:07:24,810
‫خوبم.

114
00:07:25,290 --> 00:07:28,920
‫ببخشید، فقط داشتم سربه سرت می‌ذاشتم.

115
00:07:29,280 --> 00:07:31,880
‫حالم خوش نیست. میرم سونا.

116
00:07:31,880 --> 00:07:36,060
‫راستی، یادت بود که امروز تولد "لو مینگ‌فی"ـه؟

117
00:07:36,060 --> 00:07:37,390
‫بهش پیام دادی؟

118
00:07:37,390 --> 00:07:39,210
‫یادم هست.

119
00:07:42,950 --> 00:07:47,360
‫حس می‌کنم نونو اخیراً تبدیل به آدم دیگه‌ای شده.

120
00:07:52,360 --> 00:07:56,660
‫رد لاستیک‌هایی که "چو زی‌هانگ" پیدا کرده
‫مربوط به یک شاسی‌بلند بزرگه.

121
00:07:56,660 --> 00:07:59,580
‫و این مشکوک‌ترین اسم توی لیست مالکانه.

122
00:07:59,960 --> 00:08:02,250
‫شرکت صادرات نیروی کار میلنیوم.

123
00:08:02,250 --> 00:08:04,500
‫آدرس ثبت شده شرکت، برج‌های "رانده" است.

124
00:08:04,500 --> 00:08:07,010
‫شرکت صادرات نیروی کار میلنیوم؟

125
00:08:07,010 --> 00:08:10,190
‫این اسم رو می‌شناسم.
‫شرکت متعلق به "سازمان شکارچیان"ـه.

126
00:08:10,190 --> 00:08:13,840
‫درسته، و ریاستش با کسیه به اسم "تانگ وی".

127
00:08:13,840 --> 00:08:18,550
‫شکارچیان یک سازمان غیرمتمرکزه که استخدام می‌شن
‫تا مشکلات مردم رو حل کنن.

128
00:08:18,550 --> 00:08:23,520
‫سازمانی پیچیده متشکل از یاغی‌ها و
‫آدم‌های ناامید و خلافکار.

129
00:08:23,520 --> 00:08:28,390
‫کارهایی که قبول می‌کنن در ناحیه خاکستری
‫بین قانونی و غیرقانونی قرار داره.

130
00:08:28,390 --> 00:08:30,990
‫اونا معمولاً مرتکب قتل یا آتش‌سوزی نمی‌شن،

131
00:08:30,990 --> 00:08:34,450
‫اما دزدی می‌کنن، قبر می‌کنن و عتیقه غارت می‌کنن.

132
00:08:34,450 --> 00:08:39,530
‫در هر صورت، بخش عمده‌ای از کارشون
‫مربوط به پادشاهان اژدهاست،

133
00:08:39,530 --> 00:08:43,000
‫و تعداد کمی دورگه (هایبرید) هم بین اعضاشون دارن.

134
00:08:43,160 --> 00:08:48,040
‫اون یاغی‌هایی که قبلاً با موتور به کالج حمله کردن
‫از همین سازمان بودن.

135
00:08:48,210 --> 00:08:51,510
‫بله، "نورتون"، پادشاه برنز و آتش،

136
00:08:51,590 --> 00:08:55,840
‫قبل از اینکه به عنوان پادشاه اژدها بیدار بشه،
‫یک شکارچی حرفه‌ای در نیویورک بود.

137
00:08:55,840 --> 00:08:58,350
‫اون موقع، فقط یه لاتِ بی‌سروپا بود.

138
00:08:58,430 --> 00:09:02,270
‫تا الان، کالج از تماس مستقیم با
‫شکارچیان دوری کرده.

139
00:09:02,270 --> 00:09:04,450
‫به جز زمانی که به کالج نفوذ کردن،

140
00:09:04,450 --> 00:09:08,520
‫دعواهای کوچک شکارچیان به ندرت
‫به منافع کالج لطمه می‌زنه.

141
00:09:08,520 --> 00:09:10,070
‫اما این بار فرق می‌کنه.

142
00:09:10,070 --> 00:09:13,010
‫اونا واقعاً جرأت کردن ریموند، متخصص اداره اجرایی
‫رو بکشن،

143
00:09:13,010 --> 00:09:15,780
‫و اطلاعات مهم هیئت مدیره مدرسه رو بردارن!

144
00:09:16,280 --> 00:09:21,240
‫ما فقط چهار ساعت وقت داریم قبل از اینکه هیئت مدیره
‫درخواست بازگرداندن اطلاعات رو بده.

145
00:09:21,240 --> 00:09:22,870
‫وقتی برای تلف کردن نداریم.

146
00:09:22,870 --> 00:09:24,340
‫بیاید مستقیم وارد عمل بشیم.

147
00:09:24,340 --> 00:09:26,660
‫هیئت مدیره مدرسه همین الانش حرکتی زده.

148
00:09:26,660 --> 00:09:27,620
‫اوه؟

149
00:09:27,620 --> 00:09:30,270
‫به نظر میاد اونا به "چو زی‌هانگ" مشکوکن.

150
00:09:30,270 --> 00:09:32,850
‫علاوه بر تعیین "لو مینگ‌فی" به عنوان متخصص مأموریت،

151
00:09:32,850 --> 00:09:36,560
‫افرادِ توی این لیست رو هم برای کمک
‫در مأموریت فرستادن.

152
00:09:37,920 --> 00:09:40,180
‫چرا باید این افراد رو بفرستن؟

153
00:09:42,440 --> 00:09:46,620
‫این سیاستمدارها که فقط دستور دادن بلدن،
‫اصلاً نمی‌فهمن...

154
00:09:46,620 --> 00:09:49,060
‫که نمی‌تونن به چو زی‌هانگ کمک کنن.

155
00:09:49,060 --> 00:09:51,850
‫اون ناتوان از کار کردن با دیگرانه.

156
00:09:51,850 --> 00:09:55,710
‫هر مأموریتی که تا حالا رفته،
‫در واقع به تنهایی انجامش داده.

157
00:09:56,640 --> 00:09:59,180
‫عجله کن! درهای آسانسور داره بسته می‌شه!

158
00:10:00,530 --> 00:10:03,280
‫خیلی خسته‌ام. شام چی داریم امشب؟

159
00:10:03,280 --> 00:10:06,000
‫از لو مینگ‌فی خواستم هویج‌ها رو خورد کنه،
‫سوسیس‌ها رو بخارپز کنه،

160
00:10:06,000 --> 00:10:07,990
‫پیازچه‌ها رو ساطوری کنه
‫و نودل‌های برنج رو خیس کنه.

161
00:10:07,990 --> 00:10:10,460
‫مگه "مینگزه" نودل‌های "پل‌گذر" دوست نداره؟

162
00:10:10,460 --> 00:10:13,220
‫امشب خوراک دنده با هویج داریم،
‫نودل برنج با سوپ دنده،

163
00:10:13,220 --> 00:10:14,560
‫و سوسیس‌های گوانگ‌دونگ.

164
00:10:14,560 --> 00:10:18,380
‫ماهی سالمون هم خریدم، واسه همین برای
‫پسر مورد علاقه‌م کمی ساشیمی درست می‌کنم.

165
00:10:19,560 --> 00:10:20,930
‫عالیه مامان.

166
00:10:25,350 --> 00:10:26,590
‫چه بی‌تربیت.

167
00:10:27,140 --> 00:10:29,060
‫چرا انقدر دیر اومدی؟

168
00:10:29,620 --> 00:10:30,400
‫خاله!

169
00:10:30,400 --> 00:10:31,740
‫کجا بودی؟

170
00:10:31,740 --> 00:10:34,580
‫بهت گفتم سوسیس بخارپز کنی، پیاز خورد کنی،
‫هویج‌ها رو تیکه کنی،

171
00:10:34,580 --> 00:10:36,940
‫و یه صندلی توالت بخری.
‫همه رو انجام دادی؟

172
00:10:36,940 --> 00:10:39,410
‫تموم شده... تموم شده. همه‌ش انجام شده.

173
00:10:40,000 --> 00:10:41,550
‫من باید ایمان داشته باشم.

174
00:10:41,550 --> 00:10:42,640
‫من به چو زی‌هانگ اعتماد دارم.

175
00:10:42,730 --> 00:10:43,890
‫من به چو زی‌هانگ اعتماد دارم.

176
00:10:44,450 --> 00:10:46,260
‫کل روز ول می‌گردی...

177
00:10:46,260 --> 00:10:49,220
‫مگه نمی‌دونی امشب شام خانوادگی داریم
‫به افتخار تحصیل "لو مینگزه" در خارج؟

178
00:10:49,220 --> 00:10:52,580
‫آماده کردن شام برای اون
‫مهم‌ترین کار امروزه!

179
00:10:53,310 --> 00:10:55,430
‫بعداً کارت رو با دقت چک می‌کنم.

180
00:10:55,430 --> 00:10:57,460
‫اگه اشتباهی کرده باشی، تنبیهت می‌کنم!

181
00:10:57,850 --> 00:10:59,840
‫بله... بله...

182
00:10:59,840 --> 00:11:01,130
‫من به چو زی‌هانگ اعتماد دارم.

183
00:11:01,230 --> 00:11:02,590
‫من به چو زی‌هانگ اعتماد دارم.

184
00:11:03,240 --> 00:11:05,630
‫هویج‌های رنده‌شده و پیازچه‌های خورد شده
‫رو کجا گذاشتی؟

185
00:11:05,630 --> 00:11:06,890
‫همین الان لازمشون دارم—

186
00:11:07,380 --> 00:11:08,360
‫هان؟

187
00:11:12,770 --> 00:11:18,240
‫دزدی! پولای توی کشوی میز رو بردارید!
‫به ما آسیب نزنید!

188
00:11:13,690 --> 00:11:15,160
‫دزد!

189
00:11:15,160 --> 00:11:18,240
‫کمک! کمک!

190
00:11:18,240 --> 00:11:19,990
‫درود بر متخصص لو!

191
00:11:23,260 --> 00:11:26,310
‫شما بچه‌های...
‫دپارتمان کارگریِ کالج هستید.

192
00:11:26,310 --> 00:11:27,870
‫سلام دوستان.

193
00:11:27,870 --> 00:11:31,340
‫ما تمام مأموریت‌های محول شده توسط معاون شما،
‫چو زی‌هانگ، رو تکمیل کردیم.

194
00:11:31,340 --> 00:11:32,500
‫لطفاً بازرسی کنید.

195
00:11:33,230 --> 00:11:35,060
‫خوبه. خسته نباشید.

196
00:11:38,450 --> 00:11:40,380
‫با اینکه مأموریت تعویض صندلی توالت بود،

197
00:11:40,380 --> 00:11:42,550
‫متوجه شدیم توالت شما خیلی قدیمیه،

198
00:11:42,550 --> 00:11:45,680
‫پس ابتکار عمل به خرج دادیم و با آخرین مدل
‫توالت هوشمند مصنوعی تعویضش کردیم،

199
00:11:45,680 --> 00:11:47,520
‫که ۴۰۰۰ حالت پیش‌فرض داره.

200
00:11:47,520 --> 00:11:50,730
‫علاوه بر این، تمام لوله‌کشی ساختمون رو هم
‫برای این کار تعویض کردیم.

201
00:11:50,730 --> 00:11:53,590
‫البته، اگه هنوز همون توالت اصلی رو دوست دارید،

202
00:11:53,590 --> 00:11:55,190
‫می‌تونیم فوراً برش گردونیم.

203
00:11:55,190 --> 00:11:58,330
‫ااا... نه. این خوبه.

204
00:11:58,330 --> 00:12:00,470
‫توالت هوشمند به چه دردی می‌خوره آخه؟

205
00:12:00,470 --> 00:12:02,240
‫ن-نمی‌دونم.

206
00:12:02,240 --> 00:12:04,700
‫لطفاً برید به اتاق نشیمن تا
‫سوسیس‌های بخارپز رو ببینید.

207
00:12:04,700 --> 00:12:06,320
‫مأموریت بخارپز کردن سوسیس بود،

208
00:12:06,320 --> 00:12:08,190
‫اما ما ذائقه شما رو نمی‌دونستیم،

209
00:12:08,190 --> 00:12:09,790
‫پس سه طعم آماده کردیم:

210
00:12:09,790 --> 00:12:12,140
‫تند، پنج ادویه و کانتونی.

211
00:12:12,140 --> 00:12:13,570
‫چقدر متفکرانه.

212
00:12:13,570 --> 00:12:15,040
‫همه‌شون خوشمزه‌ن.

213
00:12:15,040 --> 00:12:18,170
‫در ادامه، هویج‌های رشته‌شده و پیازچه‌های ساطوری.

214
00:12:18,170 --> 00:12:19,180
‫همه‌شون اینجان.

215
00:12:19,180 --> 00:12:22,050
‫مجبور بودید همه هویج‌ها رو خورد کنید؟

216
00:12:22,050 --> 00:12:25,930
‫شما... می‌خواید با این همه پیازچه ساطوری
‫سس تند درست کنید؟

217
00:12:25,930 --> 00:12:28,000
‫مأموریت از ما نخواسته بود سس تند درست کنیم.

218
00:12:28,000 --> 00:12:30,140
‫راستش رو بخواید، آشپزی نقطه قوت ما نیست.

219
00:12:30,140 --> 00:12:31,980
‫این پایان گزارش مأموریت ماست.

220
00:12:31,980 --> 00:12:34,060
‫درخواست دیگه‌ای دارید، متخصص لو؟

221
00:12:34,060 --> 00:12:37,560
‫ااا... نه. تا همینجاش هم خیلی زحمت دادیم.

222
00:12:37,560 --> 00:12:38,960
‫پس ما مرخص می‌شیم.

223
00:12:38,960 --> 00:12:40,960
‫یک راننده اختصاصی پایین منتظر شماست.

224
00:12:40,960 --> 00:12:42,900
‫ایشون شما رو به محل مأموریت بعدی می‌برن.

225
00:12:42,900 --> 00:12:45,320
‫باشه. لباس عوض می‌کنم و میام پایین.

226
00:12:45,320 --> 00:12:46,300
‫خدانگهدار.

227
00:12:47,220 --> 00:12:48,200
‫خدافظ.

228
00:12:54,400 --> 00:12:55,840
‫لو مینگ‌فی.

229
00:12:55,840 --> 00:12:56,880
‫ب-بله؟

230
00:12:56,880 --> 00:12:59,540
‫خواستن از این آدمای مرموز برای کار خونه...

231
00:12:59,540 --> 00:13:01,250
‫داری جلوی من پز میدی؟

232
00:13:01,250 --> 00:13:02,500
‫م-معلومه که نه—

233
00:13:02,500 --> 00:13:04,770
‫از نیروهای ویژه خواستی هویج خورد کنن؟

234
00:13:04,770 --> 00:13:06,220
‫اگه این پز دادن نیست، پس چیه؟

235
00:13:06,220 --> 00:13:09,400
‫امروز شام خانوادگی برای جشن گرفتن
‫تحصیل لو مینگزه در خارج از کشوره،

236
00:13:09,400 --> 00:13:11,580
‫و تو عمداً همچین صحنه‌ای درست کردی!

237
00:13:11,580 --> 00:13:12,960
‫می‌خوای اونو خجالت‌زده کنی، نه؟

238
00:13:12,960 --> 00:13:13,920
‫چطور ممکنه؟

239
00:13:14,640 --> 00:13:18,250
‫تو فقط مینگزه رو تحقیر می‌کنی!

240
00:13:14,640 --> 00:13:19,540
‫می‌فهمم. پس من و خاله‌م
‫اصلاً توی یک دنیا زندگی نمی‌کنیم!

241
00:13:18,250 --> 00:13:20,360
‫تو فقط نمی‌تونی تحمل کنی که من بهت دستور بدم!

242
00:13:19,540 --> 00:13:23,530
‫در دنیای خاله، من بی‌رحم و تاریکم،

243
00:13:20,360 --> 00:13:24,310
‫تو عالی هستی، یه مشت آدم داری که
‫دردسر درست کنن، تو بی‌رحمی!

244
00:13:23,530 --> 00:13:27,180
‫مینگزه رو تحقیر می‌کنم،
‫و تربیت "آنگو" رو دارم.

245
00:13:24,310 --> 00:13:28,530
‫خانواده تو تمام عمر منو له کردن! بهم زور گفتن!

246
00:13:27,180 --> 00:13:31,910
‫من قبلاً بزدل بودم، پس باید بزدل بمونم
‫و سرم پایین باشه.

247
00:13:28,530 --> 00:13:30,560
‫من به اندازه مادرِ تو بافرهنگ و خوش‌رفتار نیستم.

248
00:13:30,560 --> 00:13:34,870
‫مینگزه به اندازه تو باکلاس و آراسته نیست،
‫تربیت "آنگو" رو نداره.

249
00:13:31,910 --> 00:13:34,870
‫من باید زندگیم رو با سرِ پایین بگذرونم،

250
00:13:34,870 --> 00:13:37,200
‫و ساکت و آروم روزگار بگذرونم.

251
00:13:37,200 --> 00:13:40,340
‫من... من تو رو بیهوده بزرگ کردم.

252
00:13:40,340 --> 00:13:41,400
‫اون...

253
00:13:42,420 --> 00:13:44,140
‫برای لو مینگزه است...

254
00:13:46,060 --> 00:13:48,020
‫امروز تولد منم هست.

255
00:13:51,020 --> 00:13:52,400
‫من تو کل زندگیم هیچوقت...

256
00:13:53,950 --> 00:13:57,300
‫یه تیکه کیک تولد که مال خودم باشه نخوردم.

257
00:13:59,070 --> 00:14:01,440
‫یه میز دو نفره امشب در "آسپازیا" رزرو شده،

258
00:14:01,440 --> 00:14:04,440
‫و شام شما با خانم "چن ون‌ون" ساعت ۶:۳۰ شروع می‌شه.

259
00:14:04,440 --> 00:14:06,850
‫هان؟ مگه امشب مأموریت نداریم؟

260
00:14:06,850 --> 00:14:08,860
‫چه شامی؟ من خبر ندارم.

261
00:14:08,860 --> 00:14:10,790
‫مطابق با طرح معاون شما، چو زی‌هانگ،

262
00:14:10,790 --> 00:14:13,780
‫شما اول با خانم چن ون‌ون در آسپازیا شام می‌خورید.

263
00:14:13,780 --> 00:14:15,870
‫شما ۴۰ دقیقه برای غذا خوردن وقت دارید،

264
00:14:15,870 --> 00:14:18,750
‫و ساعت ۱۹:۰۰، من شما رو برای مأموریت
‫به برج‌های "رانده" می‌برم.

265
00:14:18,750 --> 00:14:22,200
‫ولی داداش قبلاً بهم نگفته بود.

266
00:14:22,200 --> 00:14:23,640
‫چن ون‌ون.

267
00:14:24,850 --> 00:14:26,370
‫امروز تولدمه،

268
00:14:27,030 --> 00:14:29,280
‫واسه همین داداش مخصوصاً برام رزرو کرده.

269
00:14:32,310 --> 00:14:36,390
‫فکر کنم می‌فهمم چرا همیشه جلوی خاله‌م
‫مثل بزدل‌ها رفتار می‌کنم.

270
00:14:36,390 --> 00:14:40,940
‫چون این آپارتمان ساده سه خوابه توی مجتمع،
‫مثل خونه منه.

271
00:14:42,310 --> 00:14:44,670
‫من با بقیه آدمای کالج کاسل فرق دارم.

272
00:14:44,670 --> 00:14:46,140
‫من نمی‌خوام تنها باشم.

273
00:14:46,140 --> 00:14:49,200
‫فقط می‌خوام مثل آدمای عادی
‫یه خونه داشته باشم که بهش برگردم.

274
00:14:49,200 --> 00:14:51,320
‫اما کالج کاسل یه مسیر دیگه از زندگیه.

275
00:14:51,320 --> 00:14:53,540
‫وقتی وارد این دوراهی از مسیر می‌شی،

276
00:14:53,540 --> 00:14:55,330
‫درِ زندگی گذشته‌ت بسته می‌شه،

277
00:14:55,330 --> 00:14:59,620
‫و فقط می‌تونی بری جلو،
‫و هرگز به دنیای انسان‌ها برنگردی.

278
00:15:01,040 --> 00:15:04,920
‫برج‌های "رانده" دو قلوان،
‫که به برج A و برج B تقسیم می‌شن.

279
00:15:04,920 --> 00:15:08,970
‫هدف اصلی نفوذ به طبقه ۲۱ برج A برج‌های رانده است،

280
00:15:08,970 --> 00:15:10,600
‫جایی که اطلاعات باید اونجا باشه.

281
00:15:10,600 --> 00:15:13,350
‫امنیت برج‌های رانده در واقع خیلی شدیده.

282
00:15:13,350 --> 00:15:16,630
‫سازنده، امنیت ساختمان رو به "شکارچیان" سپرده،

283
00:15:16,630 --> 00:15:18,930
‫بنابراین کل ساختمان پر از آدمای اوناست.

284
00:15:18,930 --> 00:15:22,690
‫اگه عملیات بیشتر از ده دقیقه طول بکشه،
‫پلیس سر می‌رسه،

285
00:15:22,690 --> 00:15:25,270
‫و شکارچیان وقت پیدا می‌کنن تا اطلاعات رو جابجا کنن.

286
00:15:25,270 --> 00:15:28,180
‫فقط همینقدر وقت؟ آسانسور حتی هنوز نرسیده.

287
00:15:28,180 --> 00:15:29,530
‫ما با آسانسور نمی‌ریم.

288
00:15:29,530 --> 00:15:32,860
‫ما از مسیر مستقیم می‌ریم.

289
00:15:39,620 --> 00:15:41,340
‫برنامه عملیاتی رو خوندی؟

290
00:15:41,340 --> 00:15:43,820
‫این مأموریت خیلی آسونه.
‫خودم به تنهایی از پسش برمیام.

291
00:15:43,820 --> 00:15:45,560
‫نیازی به کمک دپارتمان کارگری ندارم.

292
00:15:45,560 --> 00:15:46,530
‫اونا خیلی تو چشمن.

293
00:15:46,530 --> 00:15:47,590
‫اطاعت کن.

294
00:15:48,150 --> 00:15:51,710
‫اونا تا پنج دقیقه دیگه دمِ درِ برج B می‌بیننت.

295
00:15:51,710 --> 00:15:52,260
‫اطاعت، قربان.

296
00:15:56,190 --> 00:15:58,690
‫چرا... چرا هنوز نرسیده؟

297
00:16:00,310 --> 00:16:02,870
‫الو؟ پیکی توی راهه به سمت برج A؟

298
00:16:02,870 --> 00:16:03,600
‫نه.

299
00:16:04,150 --> 00:16:05,470
‫مرکز خرید توی برج B تعطیله؟

300
00:16:05,470 --> 00:16:08,100
‫بله، طبق دستورات شما، امروز تعطیله.

301
00:16:08,100 --> 00:16:09,730
‫حالا ما تنها کسایی هستیم که تو ساختمونیم.

302
00:16:09,730 --> 00:16:10,320
‫خوبه.

303
00:16:14,030 --> 00:16:16,700
‫آه... این هوا واقعاً آزاردهنده است.

304
00:16:17,740 --> 00:16:19,880
‫بذار یه نگاه آخر به وبسایت شکارچیان بندازیم.

305
00:16:22,000 --> 00:16:23,100
‫ایمیل؟

306
00:16:24,750 --> 00:16:25,850
‫"بای‌بای"؟

307
00:16:27,580 --> 00:16:29,300
‫معنیِ "بای‌بای"...

308
00:16:30,660 --> 00:16:33,260
‫می‌تونه "وداع ابدی" هم باشه؟

309
00:16:47,810 --> 00:16:48,700
‫ممنون.

310
00:16:50,270 --> 00:16:52,990
‫من قراره برم... توی همچین رستوران باکلاسی؟

311
00:16:56,210 --> 00:16:59,120
‫درود بر شما، آقای "ریکاردو ام. لو".

312
00:16:59,120 --> 00:17:00,160
‫سلام.

313
00:17:00,160 --> 00:17:02,310
‫رستوران "آسپازیا" امشب کاملاً رزرو شده.

314
00:17:02,310 --> 00:17:04,290
‫شما تنها مهمان ویژه (VIP) ما هستید.

315
00:17:05,740 --> 00:17:07,500
‫ممنون از کمکتون.

316
00:17:07,500 --> 00:17:09,880
‫مهمان شما همین الان در طبقه دوم منتظره.

317
00:17:53,920 --> 00:17:55,050
‫لو مینگ‌فی.

318
00:17:56,390 --> 00:17:57,180
‫سلام.

319
00:18:12,860 --> 00:18:15,540
‫چو زی‌هانگ، تمام نیروها در موقعیت هستن.

320
00:18:16,320 --> 00:18:17,740
‫مأموریت کی شروع می‌شه؟

321
00:18:18,280 --> 00:18:20,120
‫سه دقیقه برای آماده‌سازی وقت داری.

322
00:18:20,120 --> 00:18:22,780
‫پروفسور "وِبِر" دستورات رو مستقیماً
‫به هدست تو ارسال می‌کنه.

323
00:18:22,780 --> 00:18:25,250
‫ون رو دورتر پارک کنید تا جلب توجه نکنه.

324
00:18:25,510 --> 00:18:26,540
‫متوجه شدم.

325
00:18:26,540 --> 00:18:28,620
‫من اول می‌رم داخل.

326
00:18:32,140 --> 00:18:33,460
‫مرکز خرید امروز تعطیله.

327
00:18:33,460 --> 00:18:34,300
‫من پیک هستم.

328
00:18:34,300 --> 00:18:35,600
‫تحویل گل دارم.

329
00:18:35,600 --> 00:18:36,880
‫برج B، واحد ۹۰۶.

330
00:18:37,300 --> 00:18:39,540
‫رییس، یه تحویل گل برای برج B، واحد ۹۰۶ داریم.

331
00:18:39,540 --> 00:18:40,510
‫بذاریم بیاد تو؟

332
00:18:40,510 --> 00:18:42,030
‫۹۰۶؟

333
00:18:43,280 --> 00:18:44,720
‫اونا فردا باز می‌کنن.

334
00:18:44,720 --> 00:18:46,770
‫مشتری کله‌گنده‌ای هم هستن.

335
00:18:47,470 --> 00:18:48,610
‫فقط یه نفره؟

336
00:18:48,610 --> 00:18:49,260
‫بله.

337
00:18:49,260 --> 00:18:50,370
‫حواستون بهش باشه!

338
00:18:50,370 --> 00:18:52,400
‫هیچکس حق نداره وارد برج A بشه!

339
00:18:52,400 --> 00:18:53,110
‫اطاعت.

340
00:18:54,730 --> 00:18:56,400
‫اون (لو مینگ‌فی) نمیاد.

341
00:18:58,440 --> 00:19:00,200
‫من داخل برج B هستم.

342
00:19:00,200 --> 00:19:01,030
‫خیلی خوبه.

343
00:19:01,030 --> 00:19:04,490
‫تیم پنج نفره بهت کمک می‌کنه تا تمام نیروهای امنیتی
‫برج B رو به طبقه همکف بکشونی.

344
00:19:04,490 --> 00:19:06,700
‫می‌تونی از طریق پل ارتباطی
‫مستقیماً وارد برج A بشی.

345
00:19:06,700 --> 00:19:07,450
‫باشه.

346
00:19:07,450 --> 00:19:09,000
‫عملیات رو شروع کنید!

347
00:19:12,530 --> 00:19:15,130
‫حالت چطوره؟

348
00:19:16,480 --> 00:19:17,520
‫خیلی خوبم.

349
00:19:18,100 --> 00:19:20,340
‫برات سخت نیست که خارج از کشور تنهایی؟

350
00:19:21,350 --> 00:19:22,720
‫همه چی رو‌به‌راهه.

351
00:19:23,520 --> 00:19:24,490
‫ببخشید.

352
00:19:25,220 --> 00:19:29,230
‫شروعِ عملیات.

353
00:19:27,270 --> 00:19:29,230
‫شروعِ عملیات؟

354
00:19:29,230 --> 00:19:32,600
‫"می‌تونیم ساعت ۱۹:۲۵ تو برج‌های رانده
‫همدیگه رو ببینیم، آقای متخصص؟"

355
00:19:33,750 --> 00:19:35,770
‫مگه قرار نبود عملیات ساعت ۷:۲۵ عصر باشه؟

356
00:19:37,670 --> 00:19:39,570
‫ولی شام چی...

357
00:19:39,570 --> 00:19:41,740
‫لو مینگ‌فی، موضوع چیه؟

358
00:19:41,740 --> 00:19:44,990
‫ببخشید، یه کار مهم پیش اومد و باید برم.

359
00:19:42,690 --> 00:19:44,160
‫هان؟ لو مینگ‌فی؟

360
00:19:44,990 --> 00:19:46,660
‫حساب پرداخت شده. من رفتم!

361
00:19:53,860 --> 00:19:54,750
‫داداش...

362
00:19:56,130 --> 00:19:58,920
‫داداش، دارم میام، همین الان!

363
00:19:59,710 --> 00:20:01,640
‫دارم بهت می‌گم...

364
00:20:01,640 --> 00:20:02,590
‫هان؟

365
00:20:08,780 --> 00:20:09,640
‫بی‌عرضه.

366
00:20:15,050 --> 00:20:16,980
‫رییس، یه نفوذی توی برج B هست.

367
00:20:16,980 --> 00:20:20,530
‫فورا حسابش رو برسید.
‫به هر قیمتی شده نذارید وارد برج A بشه!

368
00:20:20,530 --> 00:20:24,910
‫اطاعت قربان! تمام پرسنل امنیتی،
‫فوراً برید طبقه همکف! همین الان!

369
00:20:43,220 --> 00:20:45,720
‫شرمنده، نمی‌تونم بذارم شماها برید اون پایین.

370
00:20:57,900 --> 00:21:00,460
‫اون جلوئه! بگیریدش!

371
00:21:08,330 --> 00:21:09,450
‫مسیر بسته است!

372
00:21:09,450 --> 00:21:11,790
‫اینا دیگه کی‌ان؟ از کجا پیداشون شد؟

373
00:21:11,790 --> 00:21:13,410
‫رییس، حالا چیکار کنیم؟

374
00:21:13,410 --> 00:21:15,750
‫همین الانش هم کلی آدم از دست دادیم.

375
00:21:34,310 --> 00:21:35,810
‫موقعیت‌تون رو گزارش کنید.

376
00:21:35,810 --> 00:21:37,810
‫در حال عبور از پل ارتباطی. مانعی وجود ندارد.

377
00:21:37,810 --> 00:21:39,780
‫نیروهای امنیتی برج A پست‌هاشون رو ترک نکردن.

378
00:21:39,780 --> 00:21:41,460
‫هر چه سریع‌تر کارشون رو بساز.

379
00:21:41,460 --> 00:21:43,440
‫هفت دقیقه وقت داری تا اطلاعات رو بازیابی کنی.

380
00:21:43,950 --> 00:21:45,030
‫متوجه شدم.

381
00:22:03,630 --> 00:22:04,960
‫با موفقیت وارد برج A شدم.

382
00:22:04,960 --> 00:22:06,570
‫فوراً برو به طبقه ۲۱.

383
00:22:06,570 --> 00:22:07,880
‫اطلاعات اونجاست.

